برای بهترین همراهم....
احساس می کنم که به قلبم نشسته ای
با آنکه متصل به ضمیری شکسته ای
این دستهای منجمدت را به من بده
تا اینچنین به ساحت شعرم نشسته ای
من استعاره از تو و از خویش می شوم
در هر نفس به شوق تو تعریف می شوم
در هر قدم به قلب تو است استخاره ام
در قبله نگاه تو تعمید می شوم
ای برتر از غزل! تو شهود مجسمی
عرفان من به سوی تو تفسیر می شود
در منتهای قلب منی، انتهای «من»
در ابتدای عشق تو تعبیر می شود
لبخند با شکوه خودت را به من بده
این دستهای منجمدت را به من بده
تنها برای یک دفعه تا انتهای عمر
با من بمان و باز به این ننگ تن بده.... !
نوری نوروزی
90/09/29
شیراز
* مدت ها بود که نیامده بودم ، به روز هم نشده بودم ، اینبار در آخرین روزهای زمستان فرصتی دست داد که بیایم و همراهتان باشم.... اینکه پست بعدی کی باشد نمی دانم فقط همینقدر بگویم که بسیار ممنونم از همراهی دوستانی که حتی در نبودن من هم آمدند و سر زدند ، به راستی ذهن و زبانم درمانده است از یافتن واژه ای در خور تشکر از ایشان.
* آنچه خواندید سوای ایرادات مرسوم فنی! تقدیمی ناچیز بود به بهترین همراهم که بار تحمل تمام کاستی هایم را بر دوش خویش می کشد... اینگونه سپاس بیکرانم را نثارش کردم....
*خواندن کارهای زیر را هم پیشنهاد می کنم:
*نقطه سر خط 66 : \ بـُق \ : نورالله لک
*همه تان را دوست دارم .... شاعر بمانید!
پنجشنبه.......
روءیای دست هایت را
بوسه باران
خواهم کرد.....
(1)
همیشه می گفت اگه یه روز محلم نذاری میمیرم..... از روزی که مُرد دیگه به هیچکس محل نذاشتم.
(2)
هنوز خشک و بی حرکت همونجا افتاده بود... با چشمای نیمه باز و زبونی که از یک طرف دهنش آویزون بود. لخته خون بزرگی جلوی گلوش تا کف سالن امتداد داشت. توی ذهنم صدای آخرین خِر خِرش رو مرور می کردم.
(3)
اومد مثل همیشه نشست رو به روم. دستش رو گذاشت زیر چونه اش و زل توی چشمام . منم همینجوری زل زده بودم بهش.... چند دقیقه طول کشید تا کارگرها آینه رو از جلوم برداشتن...
...صدایم در درونم همچو موج بید می میرد/ و «من» انسان تبعیدی/ درون چارچوب بسته پندار می میرد!/ صدایم در تمام دشت پیچیده ست/ و او سرشار از «خالی»/ تمام ساکنانش مست فیلسوفان پوشالی...
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
ادبیات (شوکت سازند)
دوزخیان زمین
.: شهر عشق :.
*مریم حقیقت*
یاسوج عــــشقـــــولـــــک
انجمن ادبی دانشگاه زابل
آیه های مذاب*فاطمه مرادی*
تنهایی من
جیگر نامه
آرین شعر
آیان ... * جواد*
بانوی آفتاب
در جستجوی تو *** مجتبی نجف زاده***
من هیچم
وبلاگ شخصی محمد جواد ایزدپناه
دوباره نو(mona)
توکای شهر خاموش
گوشه دل
به خود آییم و بخواهیم،که انسان باشیم...
بهزاد بهادری
بهزاد بهادری****
دردواره*آذر قلی نژاد*
سید محمد رضا هاشمی زاده
پیله تنگ پروانگی**علیرضا نعمت پور**
انجمن شعر کاشان
فرهنگسرای نصرالله مردانی(ستیغ سخن)
عماد شوشتری *** آخرین چریک
زمزمه های دل ** آل مجتبی**
سراب در دویدن آهو ** مارال عابدی**
زوزه*مصطفی اسدی*
ترشحات ذهنی حق گو
ساقی نامه ** انجمن ادبی**
سحوری **غزل امروز**
جامی از احساس
**مانیها**
روح خزنده*فروغ*
*ساز شکسته*
انجمن سایه
مجله شعر آستان***
هیشکی *** فردین
*سمانه نائینی*
پیاده رو * هوشنگ حبیبی*
پ.الف.صبا
رزا جمالی








